گروهخوانی

آرشیو دسته بندی: رمان

کتابخوانی عشق و چیزهای دیگر

جملات برگزیده از کتابخوانی غیرگروهی کتاب عشق و چیزهای دیگر

عشق و چیزهای دیگر نویسنده: مصطفی مستور نشر چشمه چاپ ۱۲، سال ۹۸ این کتاب رو از یک کتابفروشی خیلی خیلی مرتب از تبریز خریدم. سفر بودیم. تو خونه بی‌حوصله شدم و برای پیاده‌روی بیرون رفتم. کرونا بود و تعطیلی و شهر خلوت. همه جا هم تقریبا بسته و تق و لق. به میدونی رسیدم. […]

شاهدخت سرزمین ابدیت

جملات برگزیده از کتابخوانی غیرگروهی کتاب داستان شاهدخت سرزمین ابدیت

شاهدخت سرزمین ابدیت نویسنده: آرش حجازی نشر کاروان چاپ دهم، سال ۸۸ تولد سال گذشته من پرکتاب شدم و پر رمان از دست برادر همسرم که کم از برادر خودم نداره. اونقدر سریع خوندمشون به خاطر دلنشین بودن که … بعدشم بهش گفتم که مسئول خریدن بعضی از رمان‌های من تو شو و اون هم […]

کتابخوانی مغازه خودکشی

جملات برگزیده از کتابخوانی غیرگروهی کتاب مغازه خودکشی

نام کتاب: مغازه خودکشی نویسنده: ژان تولی مترجم: احسان کرم ویسی نشر چشمه چاپ ۳۵، سال ۹۹ این کتاب رو به توصیه یکی از دوستانم و البته فروشنده و اینکه اینهمه پرفروش شده است خریدم و تقریبا از خواندن و وقت گذاشتن برای خواندنش کمی پشیمانم!! تاریک بود و میخواست روشنی ببخشه و این قسمت […]

رمان بیگانه

جملات برگزیده از کتابخوانی غیرگروهی رمان بیگانه

نام کتاب بیگانه نوشته: آلبر کامو ترجمه: خشایار دیهیمی نشر ماهی ۱۲۸ صفحه چاپ پنجم، ۱۳۹۱ جملات برگزیده از غیر گروهخوانی رمان بیگانه بخش اول چیزی که بیشتر از هرچیز در صورتشان (پیرمردها) توجهم را جلب کرد این بود که نمی‌توانستم چشم‌هایشان را ببینم. فقط نور مختصری بود که از لای چین‌وچروک‌ها می‌تابید. آسمان دیگر […]

گروهخوانی مرشد و مارگریتا

جملات برگزیده از گروهخوانی رمان مرشد و مارگریتا

نام کتاب: مرشد و مارگریتا نوشته: میخائیل بولگاکف ترجمه: عباس میلانی نشر فرهنگ نشر نو ۵۳۴ صفحه چاپ ۲۴، ۱۳۹۹ من این کتاب را به توصیه کتابفروشی هاشمی نخریدم. اما آنقدر درموردش در شبکه‌های اجتماعی خواندم و فیلم دیدم و حرف شنیدم که تصمیم گرفتم به رای گروهخوانی بگذارم و رای هم آورد. این کتاب […]

کتابخوانی چشمهایش

جملات برگزیده رمان چشمهایش

چشمهایش نوشته: بزرگ علوی نشر نگاه چاپ ۳۴، ۱۳۹۸ جملات برگزیده رمان چشمهایش نقاش می‌خواسته بگوید که صاحب صورت دیگر در عالم خارج وجود ندارد و فقط چشمها در خاطره او اثری ماندنی گذاشته‌اند. چشمها با گیرندگی عجیبی به آدم نگاه می‌کردند. خیرگی در آنها مشهود نبود، اما پرده‌های حائل بین صاحب خود و تماشاکننده […]

گتسبی بزرگ

جملات برگزیده از گروهخوانی رمان گتسبی بزرگ

نام کتاب: گتسبی بزرگ نوشته: اسکات فیتز جرالد ترجمه: رضا رضایی نشر ماهی ۲۱۰ صفحه چاپ نهم، ۱۳۹۴ جملات برگزیده کتاب صفحه ۱ الی ۵۰ هر وقت دلت خواست عیب کسی را بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه مردم مزایای تو رو نداشتن. بهره اشخاص را از اصول انسانیت در هنگام تولد به […]

گروهخوانی

جملات برگزیده رمان شبهای روشن

خوب رسیدیم به رمان خواهی تکی خودم در هفته های جاری. رمانی که چندان طولانی نبود (بر خلاف عموم رمانهای داستایووسکی) اما به نظر من رمان شیرینی بود. جملات برگزیده این رمان کوتاه رو اینجا میذارم که اگر کسی خواست خلاصه یا چکیده ای از این کتاب رو بخونه و ببینه ازاین کتاب خوشش میاد […]